سفارش تبلیغ
جنبش وبلاگی دفاع از مقدسات
آیینه تاریخ
[ و این معنى به لفظى دیگر از آن حضرت روایت شده است که : ] دل بیخرد در دهان اوست و زبان خردمند در دل او [ و معنى هر دو یکى است . ] [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :3
بازدید دیروز :22
کل بازدید :23713
تعداد کل یاداشته ها : 19
29/2/91
3:29 ص
1 2 >

مسئول موسسه دائرة‌المعارف بقاع متبرکه:

دائرة‌المعارف «هزار مزار» رونمایی می‌شود

خبرگزاری فارس: مسئول موسسه دائرة‌المعارف بقاع متبرکه گفت: دائرة‌المعارف هزار مزار که مربوط به ثبت میراث فرهنگی است، در اوایل سال آینده در سازمان میراث فرهنگی رونمایی می‌شود.




حجت‌الاسلام والمسلمین محمد مهدی‌فقیه بحرالعلوم امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در قم اظهار داشت: این موسسه در سال 87 با حضور 10 نفر از محققان و کارشناسان مختلف کار خود را آغاز کرد.
وی ادامه داد: این موسسه تاکنون موفق به تالیف 150 جلد کتاب شده است که مجموعه انوار پراکنده، مزارات کرمان در دو جلد، مزارات یزد در یک جلد و رد و اثبات شجره‌نامه امامزادگان از آن جمله هستند.
مسئول موسسه دائرةالمعارف بقاع متبرکه گفت: به برخی از امامزادگان نیز به صورت مستقل پرداخته شده که تذکره بی‌بی‌شهربانو شهر ری، خواجه ربیع مشهد و... از آن دست است.
حجت‌الاسلام والمسلمین فقیه‌ بحرالعلوم یادآور شد: در این موسسه در ارتباط با شجره‌نامه 2 هزار امامزاده مشهور ایران تحقیق و بررسی انجام شده و در 75 جلد کتاب به چاپ رسیده است.
وی خاطرنشان کرد: همچنین دائرة‌المعارف هزار مزار در کشور که به ثبت سازمان میراث فرهنگی رسیده است، در 26 جلد آماده شده که در سال آینده در سازمان میراث فرهنگی رونمایی خواهد شد.
مسئول موسسه دائره‌المعارف بقاع متبرکه تصریح کرد: از این هزار امامزاده که ثبت میراث فرهنگی هستند، بیش از 350 امامزاده دارای نسب‌نامه هستند و برخی از آن بقاع متعلق به علما، بزرگان و حکما هستند که به صورت اجمالی به آن اشاره شده است.
انتهای پیام/خ30/ع


  
  

1. آموریان یا بابلیان قدیم : عیلامی ها با شکست و اسیر کردن آخرین پادشاه سلسله اور ، عقب نشینی کردند . بنا بر این زمینه برای آموریان که از سرزمین های شام هجوم می آودند، فراهم شد. حمورابی یکی از شاهان این سلسله ، با قانون خود معروف است. این سلسله بدست هیتی ها که از آناتولی به بین النهرین تهاجم کرده بودند ، در حدود 1595 پیش از میلاد از بین رفت[1].


2. کاسی ها : حتی ها از بین النهرین عقب نشینی کردند و بجای آن کاسی ها امور بین النهرین را به عهده گرفتند. کاسی ها که در پیرامون جبال زاگرس در ایران قرار داشتند ، به بین النهرین حمله و به مدت بیش از چهارصد سال از 1595 تا 1157 قبل از میلاد بر این خطه حکمروایی کردند تا اینکه بوسیله عیلامی ها منقرض شدند[2].


3. ایسن ها یا سلسله چهاردهم بابل : عیلامی ها به زودی از بابل عقب نشستند و بجای آن شاهزادگان اهل ایسن ، چهاردهمین سلسله پادشاهی بابل را که دومین سلسله ایسن نیز بود ، تشکیل دادند. این دوره را دوره تاریک بین النهرین می نامند. این سلسله تا سال 1041 در بین النهرین بر سر قدرت بود[3]. بعد از آن چند سلسله بصورت کوتاه بر بابل حکومت کردند[4] که آخرین آن به احتمال زیاد بدست آشوریان پس از 911 پیش از میلاد منقرض شد.


4. آشوریان : آشوری ها جزئی از اقوام عربی قدیم بودند که از شبه جزیره عرب به سمت سوریه ، فلسطین وعراق حرکت کرده و در عراق در قسمت شمال شرقی آن پیرامون دجله ، اسکان پیدا کردند[5]. این قوم پیش از تسلط بر کل بین النهرین ، سالیان دراز در کنار بابلی ها در بین النهرین بودند اما پادشاهان آن در مواقع قدرت بابل ، زیر سلطه آن ها قرار داشت تا آنکه پس از سال 911 قبل از میلاد ، قدرت یافتند و بر کل خاورمیانه سلطه خود را گسترش دادند. آشوریان به سال 612 قبل از میلاد بدست کلدانی ها منقرض شدند[6].


5. کلدانیان :‌ کلدانیان یا بابلیان جدید ، زمانی که آشور رو به سستی بود ، با مادهای حاکم بر ایران دست دوستی داد و به کمک آن آمپراطوری آشور را سرنگون و نینوی پایتخت آن را ویران ساخت. کلدانیان که همچون دیگر سلسله های بابلی بر قسمت جنوبی بین النهرین فرمانروایی می کردند ، تا سال 539 که بدست کوروش هخامنشی سقوط کرد ، پا بر جا بود[7].


6. هخامنشیان : هخامنشیان قوم پارسی بودند که به رهبری کوروش علیه مادها شورش و آن را سرنگون کردند. کوروش در سال 539 به بابل حمله و آن را از کلدانیان گرفت. هخامنشیان قدرت خود را از شرق تا غرب گسترش داد و یک امپراطوری بسیار وسیع بنیاد گذاشت . این امپراطوری به سال 331 پیش از میلاد بدست اسکندر مقدونی به تاریخ پیوست.بابل به سال 333 به وسیله اسکندر فتح شد[8].


7. سلوکیان : اسکندر به سال 323 درگذشت و در مقدونیه بجای وی برادرش ، فیلیپ آرهیدئوس بعنوان پادشاه انتخاب شد. اما قدرت اصلی دست سه سردار اسکندر بود که سرزمین های مفتوحه را میان خود تقسیم کردند. قسمت شرقی شامل سوریه ، بین النهرین و ایران بدست سلوکوس اداره می شدکه سوریه را پایتخت خود قرار داده بود. سلوکیان به سال 126 قبل از میلاد بدست پارتیان از بین النهرین بیرون رانده شدند[9].


8. پارتیان یا اشکانیان : پارتیان بخشی از قوم سکایی بودندکه از مناطق ماوراء النهر به سمت ایران آمده بودند. آن ها با فتح ایران و بین النهرین ، امپراطوری نیرومندی تشکیل دادند که تا 227 میلادی دوام یافت[10] اما سرانجام در این تاریخ   یا به تاریخ 224 بدست اردشیر ساسانی منقرض شد[11].


9. ساسانیان : موسس سلسله ساسانیان ، اردشیر بابکان است که ابتدا به کمک پدر ، حکومت محلی پارس را از سلسله بازرنگی که سلسله ای خراجگذار اشکانی بود ، گرفت. بعد از آن با توسعه قلمرو به تدریج بر قلمرو خود افزود و سرانجام به سال 224 ، بابل پایتخت اشکانیان را تسخیر کرد و به سال 226 میلادی در تیسفون ، رسما تاجگذاری کرد[12]. این سلسله به مدت پنج قرن باقدرت بر ایران حکومت کرد تا اینکه با حمله مسلمانان و فتح تیسفون (مداین) به سال 636 میلادی / 16 هجری و سپس شکست در جلولا در همان سال ، بین النهرین از دست ساسانیان خارج شد و با مرگ یزدگرد سوم به سال 651م/31 این سلسله بکلی منقرض شد.


 








[1] . همان ، ص220



[2] . همان ، ص221



[3] . همان ، ص267 ، طه باقر و ... ؛ تاریخ العراق القدیم ، ص197



[4] . ژرژرو ؛ بین النهرین باستان ، ص270



[5] . طه باقر و ... ؛ تاریخ العراق القدیم ، ص202



[6] . ژرژ رو ؛ بین النهرین باستان ، ص355



[7] . همان ، ص363



[8] . همان ، ص392



[9] . همان ، صص 390 . 396



[10] . همان ، ص397



[11] . آرتورکریستن سن ؛ ایران در زمان ساسانیان ، ترجمه ، رشید یاسمی ، ص137



[12] . آرتورکریستن سن ؛ ایران در زمان ساسانیان ، ص137


19/11/88::: 5:6 ع
نظر()
  
  

تاریخ بین النهرین باستان تا زمان کوروش به درستی روشن نیست و در تاریخ های ظهور و افول سلسله ها و حتی در خود آن ها اختلافات زیادی به چشم می خورد. دلیل این امر آن است که تاریخ این سلسله ها بر اساس یافته های باستان شناسی ، بصورت تقریبی تعیین شده است[1].


بنا بر این ، برای آنکه یک تصویر کلی از عراق باستان داشته باشیم ، نمایه ای از دوره ها و سلسله های ماقبل اسلام در بین النهرین ، بر اساس کتاب بین النهرین باستان و تاریخ العراق القدیم آورده می شود:


این دوره ها اگر از دوره های عصر حجر و ماقبل تاریخ که بگذریم ، عبارتند از :


1. سومریان : این سلسله که بنام دولت شهر ها نیز شناخته می شود ، از حدود 3000 تا 2334 قبل از میلاد ، دوام یافته اند. سومریان را به سه سلسله مجزا تقسیم کرده اند :


الف ) سلسله اول : از حدود 3000 تا 2800 ق.م , ب ) سلسله دوم :‌2800 تا 2700 ق.م , ج) سلسله سوم : 2700تا 2334 ق.م


سومریان متشکل از چهارده شهر و حومه, بوده که بر هریک از آن ها یک نفر حکومت می کرده است[2].


2. اکدی ها : سارگن اکدی دولت شهرهای سومری را از بین برد و از آن ها یک امپراطوری جدید ساخت. این سلسله که از نژاد سامی بودند ، از 2334 تا 2316 قبل از میلاد بر بین النهرین حکومت کردند[3].


3. گودها : آن ها قبایلی بودند که از کوه های شمال شرق بین النهرین ، بر حکومت اکدی هجوم می آوردند. آنان توانستند امپراطوری اکدی را نابود کنند و خود بجای آن از حدود 2211- 2120 بر بین النهرین حکومت کنند[4].


4. سومریان جدید یا سلسله اور سوم: بعد از آنکه گود ها حدود یکقرن فرمانروایی کردند ، در حدود سال 2120 مردی از رجال سومر بنام" اتوحیکال" که هنوز دولت شان بصورت دست نشانده باقی مانده بود ، برخاست و سلسله گودی را بر انداخت. وی تا 2113 حکومت کرد. ولی یکی از فرماندارانش بنام " اورنمو" علیه وی شورش کرد و حکومت را خود بدست گرفت و سلسله اور سوم را پایه گذاری کرد. این سلسله از یکطرف از سوی وحشیان آموری و از سوی دیگر از طرف کشور عیلام مورد تهاجم واقع می شد. این سلسله تا حدود سال 2006 ق.م تداوم یافت تا اینکه در آن سال بواسطه عیلامی ها منقرض شد[5].








[1] . ر.ک : ژرژ رو ؛ بین النهرین باستان، ص38 ؛ مثلا در حالیکه برخی سومریان را تا هزاره چهارم پیش از میلاد به عقب می برند(فب مار ؛ تاریخ نوین عراق ، ترجمه ، محمد عباسپور ، ص37) ، گروهی دیگر آن را در حدود هزاره سوم پیش از میلاد (2850ق.م) می دانند. برخی انقراض سومریان و روی کار آمدن اکدی ها را از سال 2750 پیش از میلاد د انسته(هربرت جرج ولز ؛ کلیات تاریخ ، ترجمه ، مسعود رجب نیا ، ج1‌، ص206) و بعضی دیگر آن را در سال 2371 دانسته اند. در همین حال انقراض اکدی ها را بعضی بدست گوتی ها(مردمانی که از کوه های زاگرس بر بین النهرین هجوم می آوردند) در سال 2211 می دانند(فاضل عبدالواحد علی ؛ السومریون والاکدیون ، مطبوع درمجموعه مقالات " العراق فی التاریخ " ، ص78) ، و گروهی دیگر آن را بدست بابلی ها در سال 2100 می دانند (هربرت جرج ولز ؛ کلیات تاریخ ، ترجمه ، مسعود رجب نیا ، ج1‌، ص207) و عده ای هم انقراض اکدی ها و روی کار آمدن حمورابی بابلی را در حدود سال 1900 ذکر می کنند(فب مار ؛ تاریخ نوین عراق ، ترجمه ، محمد عباسپور ، ص37)


 



[2] . همان ، ص120



[3] . همان ، ص135 ، طه باقر ، فاضل عبدالواحد علی ، عامر سلیمان ؛ تاریخ العراق القدیم ، ص90



[4] . طه باقر و ... ؛ تاریخ العراق القدیم ، ص152



[5] . ژرژ رو ؛ بین النهرین باستان ، ترجمه ، عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، ص150، طه باقر و ... ؛ تاریخ العراق القدیم ، ص165




 


  
  

 


 


بطور کلی دوره های عصر حجر عراق باستان که از طریق آثار باستانی آن کشور تاریخ گذاری شده ، به چهار دوره تقسیم می شوند:



  

1.              دوره حسونه 5800- 5500 ق. م : این دوره را بدین خاطر ، دوره حسونه نام گذاری کرده اند که آثار باستانی حدود 5000 سال قبل در تپه ای بنام " تل حسونه" کشف شده است. این تپه در بیست و دو مایلی جنوب موصل قرار دارد که در سالهای 1943- 1944 میلادی بوسیله اداره کل باستان شناسی عراق ، مورد کاوش و تحقیق قرار گرفت[1].


2.              دوره سامره 5500 – 5000 ق. م : دوره سامره به تمدنی گفته می شود که در اثر کاوشهای باستان شناسی در شهر سامرا کشف شده است. ظروف سفالی کشف شده از این تمدن ، همه به یک رنگ اما به اشکال حیوانات از قبیل ماهی ، پرنده و انسان ساخته شده اند[2].


3.              دوره حلف 5300- 4500 ق.م : این دوره بنام تپه ای بزرگ نزدیک روستای " رأس العین" واقع در مرز ترکیه - سوریه نامیده شده که " تل حلف" دارد. این تمدن با ظروف سفالین خود با رنگهای مختلف و همچنین خانه های دایره ای شکل و آثار دیگرش ممتاز می شود[3].







[1] . همان ، ص58 ، طه باقر و ... ؛ تاریخ العراق القدیم ، ص88




[2] . همان ، ص61، طه باقر و ... ؛ تاریخ العراق القدیم ، ص89


 


 





 


 


  
  







وضعیت شیعیان روسیه در گفتگو با رییس سازمان شیعیان مسکو







خبرگزاری ابنا ـ سرویس صفحات سبز: «آقای فامیل جعفروف» در سال 1968 در جنوب جمهوری آذربایجان به دنیا آمد. در سن ده سالگی پدرش را از دست داد و خلأ وجود او گرایشش را نسبت به دین بیشتر کرد. از این‏رو از همان سن به مطالعه قرآن پرداخت. به دلیل حاکمیت کمونیست‏ها، او مجبور بود این کار را به طور پنهانی انجام دهد؛ اما وجود انسان‌های متدین در اطراف او کارش را تسهیل می‏کرد. جعفروف بعد از پایان خدمت وظیفه ،به دانشگاه فنی باکو رفت و از آن فارغالتحصیل شد. وی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تابعیت روسیه را کسب کرد و به مسکو نقل مکان نمود. اما عطش و احساس نیاز به دین، وی را رها نکرد و بر آن داشت که اسلام را در سطح عالی مطالعه کند. لذا به عنوان یک مسلمان شیعه، در سال 1995 به جمهوری اسلامی ایران سفر کرد و به مدت 8 سال در مدرسه عالی امام خمینی(ره) وابسته به حوزه علمیه قم تحصیل نمود. وی در سال 2004 به روسیه بازگشت و هم‏اکنون علاوه بر تأسیس یک مرکز دینی، یک نشریه و یک سایت فعال، به عنوان "رییس سازمان مذهبی مسلمانان شیعه مسکو" هم فعالیت می‏کند. آنچه می‏خوانید مصاحبه هفته‌نامه "زافترا" چاپ روسیه با این فعال مذهبی روسی است:



نویسنده: اداره کل آسیا ـ اقیانوسیه مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام







ــ اکثریت خوانندگان ما تفاوت اصولی بین جریان‌های مختلف اسلامی و بین شیعیان و سنی‌ها را نمی‌فهمند. حتی برای عده زیادی، مذهب تشیع، یک پدیده رادیکال، با توده‌های برآشفته مردم در خیابان، تیراندازی با کلاشنیکوف، زنان چادرپوش و تعصب مذهبی را تداعی می‌کند.



فامیل جعفروف: بسم الله الرحمن الرحیم. در جهان اسلام جریان‏های گوناگونی وجود دارند. شیعیان حدود 15 درصد مسلمانان جهان را تشکیل می‏دهند ولی سنی‌ها و شیعیان به نحو یکسانی مسلمان محسوب می‌شوند. این تقسیم در صدر اسلام (در قرن 7 بعد از میلاد) به وجود آمده و با تفاوت‌های جدی در زمینه ایمان و انتقال سنت مذهبی پیامبر ارتباط دارد. بنا براین، مذهب تشیع فقط یک فرقه نیست؛ بلکه یک شاخه تمام‏عیار و شناخته‏شده‏ی اسلام است که پایه‌های آن توسط حضرت محمد (ص) پی‏ریزی شد. خودمذهب تشیع هم دربرگیرنده‏ی یک سری جریان‏ها است.



ــ جمعیت مذهبی شما به چه شکل است؟ آیا یک نوع فرقه مذهبی اسلام‏گرا و سازمان مخفی برای تربیت افراد متعصب و شبه‌نظامی است؟!



فامیل جعفروف: در روسیه حدود 20 میلیون مسلمان زندگی می‌کنند. آنها هم مانند هر جای دیگر جهان به دو گروه بزرگ اهل‏تسنن و اهل تشیع تقسیم‌ می‌شوند. تعداد شیعیان در روسیه حدود 3 میلیون نفر است. به لحاظ تاریخی، گروه‌های بزرگ جمعیت داغستان و سواحل رود ولگا و نیز اکثر نمایندگان اقوام آذربایجان که در دوران اتحاد جماهیر شوروی و بعد از فروپاشی در روسیه ساکن شدند، شیعه هستند. سه میلیون نفر تعداد کمی نیست و نباید این مردم را بی‌توجه گذاشت. معلوم است که کسی باید به امور آنها رسیدگی کند. متأسفانه محافل رسمی و سازمان‏های اجتماعی در عمل با آنها همکاری نمی‌کنند. مثلا ما "اداره مرکزی روحانیت مسلمان روسیه" و "شورای مفتیان" داریم که اصولاً باید منعکس‏کننده منافع همه مسلمانان کشور باشند؛ ولی آنها برای مسلمانان اهل‏تسنن فعالیت می‌کنند و به همکاری با شیعیان، برادران ایمانی خود، تمایل چندانی از خود نشان نمی‏دهند.



این بود که ما سازمان مستقل دینی مسلمانان اهل‏تشیع را تشکیل دادیم. نمی توان گفت که رویارویی بین شیعه و سنت که از دیرباز در خاورمیانه مشاهده می‌شود، در روسیه نیز ادامه یافته باشد. مفتی‌های سنی روسیه از روی کینه و لجاجت نیست که به مسایل شیعیان رسیدگی نمی‌کنند؛ بلکه به عدلت عدم آگاهی آنان با مذهب شیعه است. ما "سازمان مذهبی مسلمانان اهل تشیع" را برای تأمین منافع شیعیان تشکیل داده‏ایم.


منبع :‏خبر گذاری ابنا


23/4/88::: 3:20 ع
نظر()
  
  


 

نحوه ی توزیع و پراکندگی جمعیت های شیعی کشورهای حوزه ی خلیج فارس، از جنبه های مختلف اهمیت دارد. در برخی از این کشورها همانند امارات متحده ی عربی، عربستان، عراق و عمان، حضور آن ها را به صورت متمرکز در برخی شهرها شاهدیم که این تمرکز، از جنبه های مختلف می تواند برای این کشورها خطرآفرین باشد. از یک سو زندگی در کنار یکدیگر، به حس مشترک محرومیت دامن زده و زندگی جمعی، جسارت و شهامت مبارزه را تقویت نموده، احتمال شورش و اغتشاش آنان را افزایش می دهد. از سوی دیگر، مسائلی از قبیل جدایی طلبی و گرایش های گریز از مرکز، به ویژه در شهرهای مرزی مطرح می شود. نیز در برخی از این کشورها، تجمع آنان در مناطق استراتژیک و به ویژه مراکز نفتی، سبب شده نفوذ قابل توجهی در اقتصاد کشورها داشته باشند و این مسأله، از جنبه های مختلف برای دولت ها بحران زاست.
حضور آن ها در کارخانه ها، پالایشگاه ها، مراکز تجاری و...، درصد بالای احتمال اعصاب و امکان فلج نمودن اقتصاد کشور را به همراه دارد و یا حتی دور و نزدیکی به پایتخت، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نزدیک بودن محل تمرکز آنان به مراکز سیاسی، از یکسو میزان آگاهی سیاسی آنان را از حقوق شهروندی خویش بالا برده و از سوی دیگر، بازتاب شورش و اعتراض آنان را گسترش داده، احتمال انتشار آن را به مراکز دیگر افزایش می دهد. در مجموع، محل تجمع شیعیان منطقه خلیج فارس، ممکن است از چند جهت قابل توجه و استراتژیک باشد:
1.به لحاظ دور و نزدیکی به پایتخت
2.به لحاظ دور و نزدیکی به مرزها
3.قرار گرفتن در مراکز نفتی و استراتژیک
4.واقع شدن در مراکز زیارتی و مهاجرپذیر
5.قرار گرفتن در مراکز تجارتی
برای مثال در کشور عمان، تعداد زیادی از شیعیان در نزدیکی شهر مسقط، پایتخت سیاسی این کشور زندگی می کنند و بنابراین، این حضور می تواند برای دولت سنی عمان بسیار خطرآفرین باشد. هم چنین در پایتخت عراق نیز شاهد چنین تمرکزی در محله های کرخ و براثا هستیم و آن گونه که در کتاب های تاریخی آمده، حضور این شیعیان به گذشته های دور باز می گردد.
کرخ در سمت غربی دجله واقع و از محله های دیگر آبادتر و محل سکنای بازرگانان ثروتمند بوده است. این محله از آغاز بنای بغداد، شیعه نشین بوده و جزء محله های کوچک تری که ویژه شیعیان بودهاست. با اشاراتی که ابن جوزی به شورش های محله ای دارد، می توان گفت که علاوه بر کرخ در غرب بغداد، محله های مسکونی دیگری در همان منطقه در نهر الطابق و در شهر بغداد، محل های سوق السلاح باب الطاق، سوق یحی، قلایین، ثلاثاء، اساکنه و اهل درب سلیمان مرکز شیعیان بوده است.(1)


حضور در مراکز سیاسی و پایتخت ها افزون بر اهمیت سیاسی، به لحاظ اقتصادی نیز می تواند حائز اهمیت باشد. برای مثال، یکی از بزرگ ترین بازارهای بغداد، بازار بزرگ کرخ بوده که به دلیل قرار گرفتن در محله ی شیعیان، همواره در انحصار این گروه بوده است و بیش تر کسبه ی آن را شیعیان تشکیل می دهند. به واقع،


می توان گفت تجارت بغداد، در دست همین بازاریان شیعه مذهب بوده است.(2)
از سوی دیگر، مراکز سیاسی کشورها موقعیت مرکزی دارند، هم به لحاظ تمرکز مهم ترین تشکیلات دولتی و سازمان های اداری و شرکت های تجاری داخلی و بین المللی، و هم به لحاظ وجود رسانه های گروهی و فضای باز سیاسی و تبادل اطلاعات و ارتباطات گسترده در سطح داخلی و بین المللی. بنابراین، تمرکز شیعیان در پایتخت ها یا حتی در حواشی آن ها، همواره به عنوان عاملی تنش زا از سوی دولت های سنیِ منطقه تلقی شده است. این طرز تلقی، باعث شده تا دولت مردانِ برخی از این کشورها هم چون عربستان سعودی، همواره بکوشند از تمرکز شیعیان در پایتخت ها و حواشی آن جلوگیری کنند. البته حاکمان سعودی، درگیر مشکل ژئوپولیتیکی در پایتخت ها و حواشی آن جلوگیری کنند. البته حاکمان سعودی، درگیر مشکل ژئوپولیتکی بزرگ تری شده اند؛ چرا که شیعیان، در محل هایی زندگی می کنند که یکی از استراتژیک ترین مناطق عربستان است. مناطقی که اینک عمیق ترین میادین نفتی خلیج فارس را در بردارد؛ یعنی مناطق الاحساء و قطیف واقع در استان شرقیه عربستان.
عمده ی ذخایر نفتی عربستان سعودی، دقیقاً در این منطقه واقع است و هفتاد درصد کارکنان شاغل در این میدان های نفتی، اعراب شیعی هستند. وجود جمعیت های شیعی، مشکل دائمی حاکمیت ریاض است.(3)


چرا که آنان ناخواسته بر شاهرگ حیات اقتصادی عربستان سایه انداخته اند.
گرچه حاکمان سعودی با فشارهای روزافزون و محرومیت ها در طول تاریخ، همواره این اقلیت مذهبی را تضعیف نموده اند، ولی وجود آنان، واقعیت این سرزمین هاست و خواه ناخواه باید پذیرفته شود. این حقیقتی است که سیاست مداران سعودی نیز بدان آگاهی یافته و به این نتیجه رسیده اند که برای برقراری امنیت منطقه، به ناچار باید از جمعیت های محلی و به ویژه شیعیان بهره برد. افزون بر عربستان، در کشورهای عمان، عراق، بحرین، امارات، کویت و قطر نیز شیعیان در مناطقی زندگی می کنند که از مهم ترین مراکز نفت خیز منطقه به شمار می آید.

برای مثال، در عراق شیعیان در جاهایی قرار دارند که اهمیت آن ها فوق العاده استراتژیک است. در جنوب، علاوه بر سیطره بر حوزه های مهم نفتی عراق، بر گلوگاه ارتباط دریایی عراق تسلط دارند. ... در تمام حاشیه ی دجله، شیعیان ساکن هستند و سنی ها دورتر سکونت دارند. در کرکوک هم که بالاترین نقطه ی نفتی عراق است و کردها به آن چشم دوخته اند، شیعیان نیز حضور فعال دارند.(4)


به لحاظ فرهنگی نیز منطقه جنوب حائز اهمیت است. این منطقه که محل تلاقی دو رود دجله و فرات در آن واقع است،


محل افسانه ای سومر- اولین تمدن بین النهرین- است. دو رودخانه ی مذکور، پس از منطقه ی باتلاقی، به مصبّ گسترده ای جریان می یابند که وسیع ترین مناطق نخلستانی عراق است. منطقه سرسبز و پرآب بین النهرین جنوبی، به اندازه ی شهرهای مقدس نجف و کربلا، درخودآگاهی فرهنگی شیعی نقش دارد.(5)


در برخی از این کشورها نیز تجمع شیعیان را در مراکز تجاری شاهدیم. برای مثال، در امارات متحده عربی، بیش تر شیعیان در امیرنشین دوبی زندگی می کنند و جالب این جاست که این شیخ نشین، پس از ابوظبی مهم ترین شیخ نشین امارات است و از بعد تجاری، یکی از پر رونق ترین شهرهای منطقه به شمار می آید و به لحاظ جمعیتی نیز از پرجمعیت ترین امیرنشین های امارات است.


بارزترین ویژگی این شیخ نشین، موقعیت آن به عنوان یک مرکز تجارتی پیشرو در میان بقیه شیخ نشین های متحده عربی است.(6)


گرچه دبی به لحاظ منابع معدنی، پس از ابوظبی مهم ترین منابع نفتی کشور امارات را در بردارد، ولی رونق واقعی این شیخ نشین، مرهون تجارت و بازرگانی است.


دبی با جمعیتی بالغ بر 750 هزار نفر، به عمده فروشی و خرده فروشی کالاها، بیش از نفت متکی است. حضور گردشگران خارجی و تجار و سرمایه گذاران ملل مختلف که از مالیات کم بهره جسته و به تجارت کالا در دبی می پردازند، به اقتصاد این امیرنشین در سالهای گذشته رونق زیادی بخشیده بود.(7)


این شهر دارای یک منطقه آزاد تجاری به نام «جبل علی» است. در جبل علی، سرمایه گذاران سالهاست که به داد و ستد کالا می پردازند. این بندر آزاد، دروازه ی ورود کالاهای ساخته شده ی شرق آسیا و مرکز صادرات مجدد این گونه کالاها به کشورهای حوزه ی خلیج فارس است.(8)
بندر جبل علی، یکی از بزرگ ترین بندرهای منطقه است و مکان جذابی برای فعالیت های صنعتی و تجاری به شمار می آید.


با این اوصاف، این مهم ترین امیرنشین امارات متحده عربی که مرکز تجمع بازرگانان و تاجران سراسر منطقه آسیای شرقی و خاورمیانه است، محل تمرکز شیعیان این کشور می باشد و بنابراین، شیعیان نیز از موقعیت خاص تجاری و مرکزی این شهر استفاده و بهره ی لازم را می برند.تعداد دیگری از این شهرها، از جنبه های مذهبی مورد توجه هستند. شهرهای مکه و مدینه در عربستان و کربلا، نجف، کاظمین و سامرا در عراق، از این دسته می باشند. برای مثال کربلا، به دلیل وجود مرقد مطهر امام حسین علیه السلام برای تمامی مسلمانان به ویژه شیعیان جهان اهمیت دارد. از این رو، هر ساله شاهد هزاران زائر هستیم که برای زیارت مرقد مطهر ایشان مشتاقانه به این مکان مسافرت می کنند. نجف نیز میزبان قبر مطهر امام علی علیه السلام است. به علاوه، این شهر از دیرزمان، مرکز تجمع هزاران طلبه شیعه بوده و همواره مدارس علمیه در آن دایر بوده است.


مرکز علمی شیعه در این شهر، برای قرن ها، صدها عالم شیعی را پرورش داده که محقق حلی و بعداً علامه حلی، از بزرگ ترین این عالمان به شمار می رفتند.(9)


خلاصه ی کلام آن که، شیعیان زیادی از کشورهای کشمیر، لبنان، افغانستان، هندوستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس، به ویژه بحرین و عربستان برای تحصیل علوم دینی به این حوزه آمده و مدارج علمی را در آن می گذراند. البته مدارس علمیه در کاظمین و سامرا و برخی شهرهای دیگر عراق نیز برقرار است، ولی در این میان، نجف اشرف موقعیت ویژه ای دارد و توجه تمام شیعیان جهان به این خطه دوخته شده است.


هم چنین باید دانست که کربلا و سایر عتبات شیعی در بغداد و به ویژه نجف، تأثیر فراوانی در کوچ دادن شیعیان نقاط دیگر به این دیار داشته و این خود در رواج تشیع تأثیر فراوانی داشته است.(10)


بارگاه شش امام بزرگ شیعیان در شهرهای مختلف عراق قرار دارد و همین رفت و آمد زائران و طلبه ها، شیعیان این کشور را با سراسر جهان تشیع مرتبط می سازد.
در عربستان نیز عده ی زیادی از شیعیان این کشور در حواشی دو شهر مهم و زیارتی، یعنی مکه و مدینه سکنی گزیده اند و بنابراین، از موقعیت مرکزی این شهرها بهره مند می شوند.
ملاحظه فرمودید که تمامی شهرهای شیعی نشین خلیج فارس، از موقعیت استراتژیک و مرکزی برخوردارند و از این رو، حائز اهمیت می باشند. نکته دیگر قابل تأمل آن است که تقریباً در همه ی این کشورها، شیعیان در یک خط ساحلی، مرزهای آبیِ خلیج فارس را در انحصار خویش دارند. این خط ساحلی، مهم ترین منابع نفتی را در خود دارد.


حضور در این سواحل، از جنبه های دیگر، مشکلات ژئوپولیتیکی فراوانی را به بار می آورد. برای مثال، مسائلی چون جدایی طلبیِ این گروه ها و فعالیت های گریز از مرکز را موجب می شود، به ویژه آن که مهم ترین همسایه شمالی خلیج فارس یعنی ایران اسلامی، هم کیش این اقلیت است.

نتیجه گیری


بر اساس آن چه در این فصل بدان پرداختیم، شیعیان حاشیه ی خلیج فارس در یک خط ساحلی که تقریباً تمامی سواحل خلیج فارس را در بردارد، ساکن بوده و با توجه به نفت خیز بودن این سرزمین ها، به طور کلی می توان گفت به لحاظ جغرافیایی، مهم ترین بخش های خلیج فارس در انحصار شیعیان است. این بخش ها که هم شامل سواحل شمالی (سواحل ایران) و هم سواحل جنوبی است، در بخش جنوب، سواحل عراق، کویت، استان های شرقی عربستان سعودی، سواحل بحرین و قسمت هایی از سواحل قطر و بندر دوبی را در امارات متحده در بر می گیرد و حتی تا سواحل باطنه دریای عمان نیز امتداد می یابد. به بیان دیگر،
خلیج فارس از نظر جغرافیای مذهبی، تحت سلطه ی شیعیان است.(11)
از بعد جمعیتی نیز کشورهای ایران، عراق و بحرین، اکثریت قابل توجهی از شیعیان را در خود جای داده اند که از میان این سه کشور، ایران و عراق از پرجمعیت ترین کشورهای منطقه هستند. افزون بر آن، کشور کویت نیز با جمعیت چهل درصدی شیعیان خود مورد توجه است.
حتی بر اساس آمارهای رسمی ارائه شده- گرچه در صحت و سقم آنان شک و تردید وجود دارد. این منطقه از نظر جمعیتی نیز تحت سلطه ی شیعیان است و تقریباً حدود هفتاد درصد جمعیت منطقه شیعی مذهب هستند.


اما از بعد اقتصادی، گرچه شیعیان همواره در تلاش بوده اند تا جایگاه ویژه ای را در این حوزه به خود اختصاص دهند و در برخی کشورها تا حدودی نیز موفق عمل کرده اند، ولی از آن جا که به لحاظ سیاسی همواره تحت سیطره اقلیت سنی مذهبی بوده و می باشند، در بیش تر موارد ناکام مانده اند. محرومیت های اقتصادی که تماماً تحمیلی بوده و بر مبنای سیاست های اقتصادی حاکمان سنی اعمال شده، در کشورهایی چون عربستان و عراق بیش از دیگر کشورها به چشم می خورد.


اما محرومیت های این گروه مذهبی از بُعد سیاسی اسف بارتر است. آنان نه تنها از دسترسی به شغل های کلیدی و حساس بازداشته شده اند، بلکه حتی در برخی کشورها چون عربستان سعودی، از حداقل آزادی ها و حقوق سیاسی نیز محروم گشته اند، به گونه ای که اطلاق شهروند درجه دوم به آن ها، بر اساس وضعیتی که در آن به سر می برند، توصیف به جایی است.


تأسف برانگیز است در دنیایی که در آن حتی حیوانات از حقوق و آزادی هایی برخوردارند و کوچک ترین تعدی به آن ها، اعتراض عده ای را برمی انگیزد، در حق شیعیان تا به این حد اجحاف صورت می گیرد و در حالی که آن ها حتی از حداقل حقوق انسانی نیز محروم گشته اند، هیچ کس حتی منادیان حقوق بشر هم، سری به علامت تأسف تکان نمی دهند.

پی نوشتها:


1- حسن موسوی، زندگی سیاسی و فرهنگی شیعیان بغداد، ص 35.
2- همان، ص 40.
3- فرانسوا توال، پیشین، ص98.
4- علی اصغر محمدی، پیشین، ص 209.
5- گراهام ای. فولر و رند رحیم فرانکه، پیشین، ص161.
6- مهدی مظهری، پیشین، ص113.
7- «اقتصاد دبی از کاهش شمار گردشگران روس آسیب دیده است»، نشریه بررسی های بازرگانی، ش 142، ص1.
8- همان، ص1.
9- رسول جعفریان، پیشین، ص55.
10- همان، ص54.
11- فرانسوا توال، پیشین، ص102.


منبع: کتاب جغرافیای سیاسی شیعیان منطقه خلیج فارس

22/4/88::: 2:36 ع
نظر()
  
  
شیعیان خوجه یکی از منظم ترین گروه های شیعه هستند زمانی اسماعیلی بودند و در اواخر قرن نوزدهم به مذهب تشیع امامی گرویدند. این گروه از همان زمان به صورت گروهی زندگی کرده و زمانی که به افریقا و به خصوص تانزانیا رفتند تلاش کردند تا وحدت گروهی خود را در همه عرصه ها حفظ کرده و علاوه بر حفظ هویت به لحاظ اقتصاادی نیز پیشرفت کرده ومراقب یکدیگر باشند.
امروزه شیعیان خوجه دارای تشکیلات بسیار وسیعی در افریقا، امریکا، کانادار و انگلیس هستند و در هر نقطه ای باشند به عنوان عضوی از تشکیلات خود را متعهد به تعهدات جمعی می دانند.
این گروه روزگاری بسته تر از امروز عمل می کردند و به همین دلیل نتوانستند سیاهان افریقا را به اسلام شیعی جلب کنند. اما اخیرا اندکی بازتر عمل کرده و تلاش آنان در این جهت بیشتر شده است. با این حال همچنان وفادار به اتحادیه های خویش هستند.
نویسنده این سطور یک بار رهبر پیشین آنان مرحوم لااصغر را در منزل استاد سید جعفر مرتضی دیدم. در حالی که یکی از آثار بنده را خوانده بود و چند انتقاد داشت. مرحوم ملااصغر سالها ریاست شیعیان خوجه را داشت و خود فردی ادیب و برجسته بود.
تاکنون جز به صورت پراکنده در فارسی اثری در باره شیعیان خوجه نشوته نشده بود. اما اکنون با کتابی گزارش گونه روبرو هستیم که اطلاعات فراوانی را در باره آنان در اختیار می گذارد و از نهادها و تشکل ها آنان به تفصیل در نقاط مختلف سخن می گوید.
به نظر می رسد غالب مطالب اثر حاضر به صورت گردآوری از منابع خبری و ژورنالیستی است، زیرا هیچ گونه ارجاعی در ان دیده نمی شود. با این حال باید توجه داشت که به دلیل نبودن کتابی در این زمینه باید عجالتا از آن استفاده کرد.

 

12/12/87::: 6:4 ع
نظر()